الشيخ محمد الصادقي الطهراني

48

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

بالاخره موجودى عاقل همچون انسان كه بالاخره تمامى جنبندگان بجز فرشتگان مقصودند . درباره‌ى آفرينش انسان هم بر خلاف اوهام جاهليت كه پسر را از مرد و دختر را از زن مىپنداشتند ، مىفرمايد : « انّا خَلَقْنَاالْإنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ » . « 1 » و : « يَخْرُجُ مِنْ بَيْن‌ِالصُّلْبِ وَالتَّرائبِ » « 2 » انسان را از نطفه‌ى مخلوطها آفريده‌ايم ، كه مخلوط شدن آنها ، همبستگى بينِ كروموزوم مرد با اوول زن است - كه اوّلى از صلب مرد و دومى از ترائب زن برون مىريزد ، و هر دو در رحم زن قرار مىگيرد ، و همچنين نطفه از صلب مرد و از ترائب : سينه‌ى زن است . در اين‌گونه روشن‌گرىهاى قرآن كه با پيشرفتِ علم روشن‌تر مىنمايد ، معرفت بشر را نسبت به آيات متشابه افزون ساخته و مشخص مىگردد كه چنين آياتى متشابهاتش از « متشابهات » علمى است ، و نه اين‌كه از نظر دلالت بر مقاصد الهى كوتاهى داشته باشد ، بلكه اين تنها بىتوجّهى و تعقّل نكردنِ بشر است كه گمان‌هايى بر خلاف نص يا ظاهر پايدارِ قرآن دارد ، و چنان‌كه از ابن‌عباس روايت شده است كه : « انَّ لِلْقُرْآنِ آياتٍ مُتَشابِهاتٍ يُفَسِّرُهاالزَّمَنُ » : محققاً در قرآن آياتى متشابه وجود دارد كه زمان‌ها آنها را تفسير مىكند . و آنها نيز « متشابهاتى » معرفتى است - و نه دلالتى - مانند « يَدُاللَّه » ، « وَجْه‌ُاللَّه » ، « عَرْش‌ُاللَّه » و . . . كه اين‌گونه كلمات بر پايه‌ى اشتراكِ استعمالْ در خدا و خلق ، براى كوته‌نظران ، معنىِ خلقى را براى خالق به‌همراه مىآورد ، با آن‌كه خودِ لفظِ « اللَّه » در اين‌گونه آيات قرينه‌ايست بس

--> ( 1 ) - سوره‌ى الأنسان ، آيه‌ى 2 . ( 2 ) - سوره‌ى الطّارق ، آيه‌ى 7 .